تبليغاتX
از آن شبی که بر نگشتی ...
از آن شبی که بر نگشتی ...

رفتی و با رفتنت کاخ دلم ویرانه شد *** من در این ویرانه ها احساس غربت میکنم ...


می خواهم بروم ..!

         

                 Love

می خواهم با کسی رهسپار شوم که دوستش می دارم

نمی خواهم بهای این همراهی را با حساب و کتاب بسنجَم

یا در اندیشه خوب و بَدَش باشم.

نمی خواهم بدانم دوستم می دارد یا نه.

می خواهم بروم با آنکه دوستش می دارم.

 

                            ((برتولت برشت))





 

divider ~ hearts


شنبه 9 آبان1388  توسط * مریم *  |

 

رفتی..!!

 

 

rafti ooo ba.jpg

 

 


دوشنبه 20 مهر1388  توسط * مریم *  |

 

خداوندا..

  

خداوندا مرا دریاب که دیگر رو به پایانم

تمام تن شدم زخمی ز تیغ هم قطارانم!

 

خداوندا نجاتم ده از این تکرارِ تکراری..

از این بیداد دشمن را بجای دوست پـنداری

 

هیچ با من نیست در این ویرانه ی دنیا

در این نامردی ایام ، در این غمخانه ی دنیا

 

هیچ با من نیست در این آغازِ بی پایان

ز راه مرگ هم برگشتم ، که مردن هم نبود آسان

 

همانهایی که می گفتند همیشه یار من هستند

به هنگام نیاز افسوس به رویم دیده بر بستند ...!!

 

 

********************************** 

 

مرا اینگونه باور کن...


کمی تنها ..


کمی بی کس..


کمی از یادها رفته...



نمی دانم مرا آیا گناهی هست..؟ !!!!


که شاید هم به جرم آن ، غریبی و جدایی هست..؟؟؟ 

 


                                                                 

***************************************

 

هر که خوبی کرد زجرش میدهند


هر که زشتی کرد اجرش میدهند

 


باستان کاران تبانی کرده اند


عشق را هم باستانی کرده اند

 


هرچه انسانها طلایی تر شدند


عشق ها هم مومیایی تر شدند

 


اندک اندک عشق بازان کم شدن


نسلی از بیگانگان آدم شدند..!!!

 

 


جمعه 17 مهر1388  توسط * مریم *  |

 

به تو مي انديشم..

 

 

همه مي پرسند ...

چيست در زمزمه مبهم آب

چيست در همهمه دلكش برگ

چيست در بازي آن ابر سپيد

روي اين آبي آرام بلند

كه ترا مي برد اينگونه به ژرفاي خيال

 

چيست در خلوت خاموش كبوترها

چيست در كوشش بي حاصل موج

چيست در خنده جام

كه تو چندين ساعت

مات و مبهوت به آن مي نگري

 

نه به ابر

نه به آب            

نه به برگ

نه به اين آبي آرام بلند

نه به اين خلوت خاموش كبوترها

نه به اين آتش سوزنده كه لغزيده به جام ...

 

من به اين جمله نمي انديشم..!!

 

 

من مناجات درختان را هنگام سحر

رقص عطر گل يخ را با باد

نفس پاك شقايق را در سينه كوه

صحبت چلچله ها را با صبح

بغض پاينده هستي را در گندمزار

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل

همه را مي شنوم

مي بينم

 

من به اين جمله نمي انديشم..!!

 

اي سراپا همه خوبي

تك و تنها به تو مي انديشم..

 

همه وقت

همه جا..

 

من به هر حال كه باشم ...

به تو مي انديشم

 

تو بدان اين را تنها تو بدان

 

تو بيا..

تو بمان با من تنها تو بمان       

 

جاي مهتاب ، به تاريكي شبها ، تو بتاب

 

من فداي تو .. بجاي همه گلها ، تو بخند

 

اينك اين من كه به پاي تو درافتاده ام باز

 

ريسماني كن از آن موي دراز

تو بگير

تو ببند

تو بخواه..

 

پاسخ چلچله ها را تو بگو

قصه ابر ، هوا را تو بخوان

 

تو بمان با من ، تنها تو بمان..

 

در دل ساغر هستي تو بجوش

 

من همين يك نفس از جرعه جانم باقيست..!

آخرين جرعه اين جام تهي را تو بنوش..

 

 

 


سه شنبه 7 مهر1388  توسط * مریم *  |

 

مرگ...

 

یک تولد.......

 

و باز هم یک مرگ..........!!!!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ                              

" مرگ قو " 

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد                        

فریبنده زاد و فریبا بمیرد

 

شب مرگ تنها نشیند به موجی                        

رود گوشه ای دور و تنها بمیرد

 

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب                   

که خود در میان غزل ها بمیرد

 

گروهی برآنند کاین مرغ شیدا                             

کجا عاشقی کرد آن جا بمیرد

 

شب مرگ از بیم آن جا شتابد                              

 که از مرگ غافل شود تا بمیرد

 

من این نکته گیرم که باور نکردم                          

ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

 

چو روزی ز آغوش دریا برآمد                                 

شبی هم در آغوش دریا بمیرد

 

تو دریای من بودی آغوش واکن                            

 که می خواهد این قوی زیبا بمیرد..

                                                                               دکتر حمیدی شیرازی

 

 


دوشنبه 30 شهریور1388  توسط * مریم *  |

 

عید سعید فطر مبارک

 

 

 


یکشنبه 29 شهریور1388  توسط * مریم *  |

 

اَللهُمّ الْعَن قتَلهَ اَميرالمؤمنين

 

 

امشب این دل یاد مولا می کند

لیلة القـدر اسـت و احیــــا می کند

بشنــو ید ای گــوش دلـها این صدا

نغمه ی فــزت و رب الکـــعبه را

 


 

 دل را ز شرار عشق سوزاند علي

يک عمر غريب شهر خود ماند علي

وقتي که شکافت فرق او در محراب

گفتند مگر نماز مي خواند علي

 

 


سه شنبه 17 شهریور1388  توسط * مریم *  |

 

میلاد با صد سعادت و پر برکت، حضرت امام حسن مجتبی (ع)مبارک باد

                                

                                نیمه ماه مبارک بس شرافت دارد امشب

چون خدا بر بندگان خود عنایت دارد امشب

جشن میلاد حسن در عرش اعلا گشته بر پا

زین سبب بر لیلة الاسرا شباهت دارد امشب

* * * *

 

 

در جود و کرم دست خدا هست حسن

دست همه را وقت عطا بست حسن

نومید نگردد کسی از درگه او

زیرا که کریم اهل بیت است حسن

 

 


جمعه 13 شهریور1388  توسط * مریم *  |

 

مرا به تنهایی نسپار..

 

 

مرا به تنهایی نسپار که در پس آن تنها تر نخواهم شد

بی تو بودن یعنی تنها بودن...


دوست داشتنی ترین طعم زندگیم برای تو مینویسم


من چگونه از تو دور شوم ؟؟؟

 

تویی که آرام و بی صدا در دلم لانه کردی


تویی که تمام ذهنم را با یادت آغشته کرده ای ؟


نگاه تو آسودگی ست و آرامشی که مرا


در یاد تو تسخیر می کند

 


میدانی !

 کاش میشد زیر بارانی که در دلم می بارید قدم می زدی

 و من فرصتی می یافتم تا حضورت را مرور کنم


افسوس .....

تو نمی دانی اینجا پر از تکرار نام توست ....

 

انگار اشیاء نام تو را زمزمه میکنند


کاش میتوانستم صراحتم را در صداقت عجین کنم

 

و بگویم دلم برایت تنگ است

 


عزیز غزلهای ننوشته ام خودت بگو ......

 

تویی که سوژه و هدف زندگی ام شدی ....

 

.چه بنویسم در این غروب بد رنگ .....

 

بی تو ؟؟؟؟


تو اولین و تنها کسی بودی که


انگشتان احساسم را لمس کردی


و من دعا میکنم هرگز پایمان از


ساحل نگاه همدیگر محو نشود


عزیزکم :

 

مرا به تنهایی نسپار که در پس آن تنها تر نخواهم شد

 

 ******************************************

 

رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را مزن

 
ابتدای یک پریشانیست حرفش را مزن

 


گفته بودی چشم بردارم من از چشمان تو

 
چشم هایم بی تو بارانیست حرفش را مزن

 


آرزو دارم که دیگر بر نگردم پیش تو

 
راهمان با اینکه طولانیست حرفش را مزن

 

 
دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا

 
دل شکستن کار آسانیست حرفش را مزن

 


خورده ای سوگند روزی عهد ما را بشکنی

 
این شکستن نا مسلمانیست حرفش را مزن

 


حرف رفتن می زنی وقتی که محتاج توام

 
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را مزن...

 

 

 

 


پنجشنبه 12 شهریور1388  توسط * مریم *  |

 

دلم عجیب گرفته است ...

 

  
دلم گرفته 


 دلم عجیب گرفته است ...


 
 تمام راه به یک چیز فکر می کردم


 
 و رنگ دامنه ها هوش از سرم می برد


 خطوط جاده در اندوه دشت ها گم بود


چه دره های عجیبی !
 


  
 و اسب ‚ یادت هست


سپید بود


 و مثل واژه پاکی ‚ سکوت سبز چمنزار را چرا می کرد .


 
 و بعد غربت رنگین قریه های سر راه .


و بعد تونل ها

 

 

دلم گرفته


 دلم عجیب گرفته است


 و هیچ چیز


نه این دقایق خوشبو که روی شاخهء نارنج می شود خاموش


 نه این صداقت حرفی که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست


نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف


نمی رهاند !!

 


 و فکر میکنم


 که این ترنم موزون حزن تا به ابد


شنیده خواهد شد .

 


نگاه مرد مسافر به روی میز افتاد:


" چه سیبهای قشنگی


 حیات نشئه تنهایی است ."


 


 و میزبان پرسید:

قشنگ یعنی چه ؟

 قشنگ یعنی تعبیر عاشقانهء اشکال!
 
 
 

و عشق تنها عشق

ترا به گرمی یک سیب می کند مانوس...

 
و عشق! تنها عشق

 مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد ...

 
مرا رساند به امکان یک پرنده شدن..........
 
 
 
 

و نوشداروی اندوه ؟

 صدای خالص اکسیر می دهد این نوش .

 
و حال شب شده بود .

 چراغ روشن بود .

 و چای می خوردند .

 چرا گرفته دلت مثل آنکه تنهایی؟!

 
 چه قدر هم تنها !!
 
 


 خیال می کنم


 دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی .......


 
دچار یعنی


..........عاشق!!!!

 

 

و فکر کن که چه تنهاست ،


 اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد..........


 
و چه فکر نازک غمناکی


و غم تبسم پوشیدهء نگاه گیاه است


 و غم اشارهء محوی به رد وحدت اشیاست !


  

خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند .
 


و دست منبسط نور روی شانهء آنهاست .
 

 


نه! وصل ممکن نیست .


 همیشه فاصله ای هست ............ ..


 
اگر چه منحنی آب بالش خوبی است


برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر


 
همیشه فاصله ای هست ............ ......... ......
 


دچار باید بود


 وگرنه زمزمهء حیرت میان دو حرف


 حرام خواهد شد !
 


  و عشق


سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست..


 

و عشق


صدای فاصله هاست .


صدای فاصله هایی که غرق ابهامند ...


 
نه !


 صدای فاصله هایی که مثل نقره تمیزند !


 و با شنیدن یک هیچ می شوند کدر ....


 
  همیشه عاشق تنهاست ............ ......... ....



 

 دست عاشق در دست ترد ثانیه هاست ...


 
 و او و ثانیه ها می روند آن طرف روز


 
و او و ثانیه ها روی نور می خوابند .


   
  و او و ثانیه ها بهترین کتاب جهان را


به آب می بخشند ..
 

 

و خوب می دانند


 که هیچ ماهی هرگز


هزار و یک گرهء رودخانه را نگشود !


 
 و نیمه شب ها با زورق قدیمی اشراق


 در آب های هدایت روانه می گردند


و تا تجلی اعجاب پیش می رانند .
 


  هوای حرف تو آدم را


عبور می دهد از کوچه باغ های حکایات


 
و در عروق چنین لحن


چه خون تازهء محزونی!


 

حیاط روشن بود


و باد می آمد .
 


اتاق خلوت پاکی است


 برای فکر چه ابعاد ساده ای دارد !


 دلم عجیب گرفته است


خیال خواب ندارم............ . ....

 

                          
                                          سهراب سپهری


http://amirgig.persiangig.com/sepideh/new/1.jpg


  

 


چهارشنبه 4 شهریور1388  توسط * مریم *  |

 


********************


درد عشق و انتظار

دارم زان شب یاد گار


در آن شب سرد پائیز

آهنگ سفر می کردی


از رهگذری محنت پیش دیدم

که گذر می کردی ...



تو رفتی و دلم غمین شد

رهین آه آتشین شد

از ان شبی که بر نگشتی


جهان که شادی آفرین بود

به چشم من غم آفرین شد

از آن شبی که بر نگشتی



از آن شب سرد خزان

شبها گذشته


داستان باده و مینا گذشته

روزگاری بر من تنها گذشته



تو رفتی و دلم غمین شد

رهین آه آتشین شد

از آن شبی که بر نگشتی


********************

زمانه به من آموخت:



که دست دادن

معني رفاقت نيست



بوسيدن

قول ماندن نیست



و عشق ورزيدن

ضمانت تنها نشدن نيست




*********************



تکيه بر دوست مکن

محرم اسرار کسي نيست



ما تجربه کرديم

کسي يار کسي نيست


**********************

sweeeet.girl@yahoo.com

 

 

به سوی تو...
پارسا فیلم-موسیقی2
پارسا فیلم-موسیقی( حامد پارسا)
وبلاگ قبلی من (قطرهای از درد دلهای *مریم* )
نوشین
جناب مازیار ناظمی- گوینده خبر ورزشی
وادی عشق (گیتاریست)
الهه و حمید
شعر نو
نامه را اهسته وا کن
___ یادگار ( بم ) ____
آریا پسری از کوهستان
--( بم ) به غمگساری بال افشانده است--
کامران نجف زاده
هم اتاقی (باران )
نزار القطری
نوحه های نزار قطری
خبر گزاری ها
روزنامه ها
جناب رئوف محمود زاده
سایت دانلود آهنگ
تو را من چشم در راهم***
*** یاس کبود ***
ناب ترین تک بیتی ها و دو بیتی ها
همیشه بی دل
▪●●● بزرگترین آرشیو کد آهنگ ●●●▪
دفتر بابام
به تو که بهترینی( فرزانه )
جدید ترین کدهای جاوا
×× زشت یا زیبا ××
یکی بود یکی نبود(فرزانه جون)

 

 

 

عبرت بگیریم

 

RSS 2.0


بی حرمتی به حرمت خوبان قشنگ نیست ***باور کنید پاسخ آیینه سنگ نیست

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس